محمد ابراهيمى وركيانى
146
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
اسلام را به مسلمانان بازگردانند . از اين جهت ، ياران رسولخدا پيمان صلح را در شأن خويش نمىدانستند ؛ درحالىكه پيامبر به چيزى فراتر از اين مسائل مىانديشيد . حضرت بزرگترين مانع بر سر راه مردم عرب را در گرايش به اسلام ، قريش مىدانست . بىترديد پذيرش آنان در اعطاى آزادى عقيدتى به مسلمانان و آزادى قبايل در همپيمانى با مسلمانان و اعتراف به برخوردارى از همهء حقوق مذكور در عهدنامه صلح ، موجب گسترش اسلام در جزيرة العرب و بلكه خارج از آن مىشد . از همينرو ، بجا بود كه به قريش امتيازى داده مىشد ؛ گو اينكه اين معنا با احساسات برخى مسلمانان نيز همسو نبود . بهواقع مردم عرب در برابر اسلام منطق معقولى نداشتند و اگر لجاج و عناد نبود و درباره اصول ارزشمند اسلام فرصت انديشيدن مىيافتند ، بدان ايمان مىآوردند . « 1 » اعتراض جدى عمر در صلح حديبيه هرچند جمعى از مسلمانان نسبت به صلح حديبيه ترديد داشتند ، هيچيك از آنان رسماً اعتراض نكردند . تنها واكنش آنها نسبت به تصميم پيامبر ( ص ) همان بود كه بهسرعت پس از فرمان پيامبر براى قربانى ، به حلق و تقصير اقدام نكردند كه آنهم پس از اقدام عملى حضرت مرتفع شد . اما عمر بن خطاب همانگونه كه خود اظهار مىداشت ، درمورد بسيارى از مسائل شك كرد . او به پيامبر گفت : مگر تو پيامبر نيستى ، رسولخدا پاسخ داد : آرى . عمر گفت : مگر ما بر حق نيستيم ؟ حضرت فرمود : آرى . سپس عمر پرسيد : مگر اينها بر باطل نيستند ؟ حضرت فرمود : آرى ، چنين است . عمر گفت : پس چرا ما در دين خود زبونى را بپذيريم ؟ حضرت پاسخ داد : من پيامبر خدا هستم و هيچگاه مرتكب معصيت نمىشوم و خدا نيز مرا خوار نخواهد ساخت . عمر سپس به ابوبكر مراجعه كرد و ابوبكر نيز او را به سكوت امر نمود ، ولى طولى نكشيد كه همگان به اين حقيقت رسيدند كه هيچ فتحى در اسلام همانند صلح حديبيه نبوده است ؛ چراكه هنوز سالى از صلح نگذشته بود كه شمار پذيرندگان اسلام پس از حديبيه بيشتر از همه مسلمانان قبل و بعد از هجرت بود ، تا آنجاكه بسيارى از مردم
--> ( 1 ) . حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 146 .